تبليغاتX
توسعه شهرستان خاتم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ترجمه متون بصورت رایگان از طریق اینترنت
|+| نوشته شده توسط سيلور در شنبه 1387/09/23 و ساعت 9:14 | 
دوره آموزشي روش تحقيق
|+| نوشته شده توسط سيلور در پنجشنبه 1387/06/14 و ساعت 12:28 | 
دانشگاهها و مراکز علمی . پژوهشی کشور
|+| نوشته شده توسط سيلور در شنبه 1387/05/12 و ساعت 11:9 | 
معرفی پایگاهها و شخصیتهای مذهبی
|+| نوشته شده توسط سيلور در شنبه 1387/05/12 و ساعت 11:4 | 
20 مجله علمی پژوهشی ویژه مدیران
|+| نوشته شده توسط سيلور در شنبه 1387/05/12 و ساعت 10:59 | 
کتابخانه الکترونیکی رایگان ویژه مدیران و مسئولان
|+| نوشته شده توسط سيلور در شنبه 1387/05/12 و ساعت 10:54 | 
آموزشگاه مجازی زبان انگلیسی
|+| نوشته شده توسط سيلور در چهارشنبه 1387/02/11 و ساعت 12:47 | 
پايگاههاي اطلاعاتي تخصصي در رشته هاي مختلف
|+| نوشته شده توسط سيلور در جمعه 1387/01/30 و ساعت 23:49 | 
منابع كارشناسي ارشد كليه رشته ها
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/26 و ساعت 11:15 | 
مهارتهای زندگی2
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/26 و ساعت 11:4 | 
بهداشت دهان و دندان
|+| نوشته شده توسط سيلور در یکشنبه 1387/01/25 و ساعت 11:44 | 
شهرستان خاتم - نگاهي اجمالي
|+| نوشته شده توسط سيلور در یکشنبه 1387/01/25 و ساعت 11:41 | 
فايل ppt دروس دانشگاه پيام نور
|+| نوشته شده توسط سيلور در یکشنبه 1387/01/25 و ساعت 11:35 | 
توسعه اقتصادی در نظر اندیشمندان
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 3:6 | 
چند مقاله اقتصادی
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 2:53 | 
راهنمای نگارش مقالات تحقیقی
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 2:47 | 
معرفی منابع کارشناسی ارشد رشته های مدیریت
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 2:40 | 
مقالاتی درباره موفقیت
اینجا را کلیک کنید.موفقیت
|+| نوشته شده توسط سيلور در دوشنبه 1387/01/12 و ساعت 2:33 | 
عيد باستاني نوروز بر ايرانيان و ايراني دوستان مبارك و فرخنده باد
 
|+| نوشته شده توسط سيلور در پنجشنبه 1387/01/01 و ساعت 19:46 | 
مهارتهای زندگی

مروری بر مهارت های زندگی و انواع آن

 

توانایی روانی

 پيش از آغاز بحث اصلي  ، لازم است اصطلاح توانایی روانی( psychological competence) ، كه در مبحث مهارتهاي زندگي اصطلاحي كليدي است ، توضيح داده  شود. قدرت سازگاري افراد در جامعه انساني برابر نيست.  در يك محيط مشابه اجتماعي ، برخي انسانها ، توان مقابله با مشكلات و انتظارات را در اندك زماني از دست مي دهند و خيلي زود در دام انزوا و افسردگي يا عملكرد نامناسب ( رفتار ضد اجتماعي ، تخريبي و )گرفتار مي شوند، درمقابل  عده اي با انديشه و تحليل موقعيت ، به رفتار ي سازگارانه و همراه با تحمل روي مي آورند. آنان همواره به راههاي مؤثر ومفيد مي انديشند و به درستي مي داند كه راهي براي حل مسئله وجود دارد .

توانایی روانی يك فرد ، عبارت است از« توانايي شخص در مواجهه با انتظارات و دشواري هاي زندگي روزمره ». بالا بودن توانایی روانی اين امكان را به شخص مي دهد كه زندگي خود را در سطح مطلوب رواني نگه دارد و اين توانايي را بصورت رفتار سازگارانه و عمل مؤثر و مثبت متبلور سازد .

نقش این توانایی در ارتقاي بهداشت و سلامتي در هر سه جنبة جسماني ، رواني و اجتماعي ، نقشی بسيار با اهميت است . اين اهميت ، هنگامي بارز تر مي شود كه مشكل ، جنبة رفتاري به خود بگيرد . در چنين حالتي  ، فرد هنگام مواجهه با فشارهاي رواني و موانع زندگي ، توان كافي ندارد ودر نتيجه ، رفتار نامناسب او ، سرچشمة تمام رنج ها و ناكامي هايش خواهد شد .

بروز مشكلات رفتار ي ، مداخله مستقیم و فوری را ضروری می سازد. در این شرایط مداخله  عبارت است از افزايش قدرت سازگاري افراد و بالا بردن ظرفيت هاي فردي و اجتماعي آنان. یکی از روش های مناسب برای تقویت توانمندی های روانی افراد آموزش مهارت های زندگی به آنان است.

 

مهارت هاي زندگي           

 « مهارت هاي زندگي » عبار ت اند از "مجموعه اي از تونايي ها كه  زمينة مقابله موثر با فشارهای روانی وارایه رفتارهای مثبت و مفيد را فراهم مي آورند" . اين توانايي ها ، فرد را قادر مي سازند مسئوليت هاي نقش اجتماعي خود را بپذيرند و بدون لطمه زدن به خود و ديگران ، با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه به ويژه در روابط بين فردي به شكل مؤثري روبه رو شود .

پژوهشگران ، تأثير مثبت مهارت هاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفيت ها و    كنش هاي هوش ، تقويت اتكا به نفس ، تقويت خود پنداره، پیشگیری از رفتار های پر خاشگرانه،        خود کشی و بیماری ایدز مورد تأييد قرارداده اند . پژوهش هاي بسياري نيز در مورد ساير آسيب هاي فردي و اجتماعي و بهبود آن ها از طريق آموزش مهارت هاي زندگي انجام گرفته است كه مؤيد گسترش آن است . اثر گذاري مهارت هاي زندگي و ارتباط آن با مهارت هاي شناختي ، عاطفي و رفتاري در مدل زير نشان داده شده است.      

كسب دانش

 

   

                                                              +

 

 

كسب مهارت هاي زندگي

همرا با تمرين

 

                                                               +

 

نگرش ها و ارزش هاي

مثبت

 

 

 


 

رفتار مثبت

 

 

 

 

پيشگيري از

مشكلات و ارتقاي

بهداشت روان

 

 

مهارت هاي زندگي ، شخص را قادر مي سازد دانش ، نگرش ها و ارزش ها را به تواناي واقعي و عيني تبديل كند . او بايد ياد بگيرد كه « چه كاري را بايد انجام دهد و چگونه آن كار را انجام دهد ».

يادگيري موفقيت آميز مهارت ها ي زندگي احساس يادگيرنده را در مورد خود وديگران تحت تأثير قرار مي دهد . علاوه بر اين ، با تغييري كه كسب اين مهارت ها در دانشجویان به وجود مي آورد ، برداشت و نگرش ديگران نيز تغيير مي يابد . بنابراين ، مهارت هاي زندگي يكي از عوامل عمدة گسترش بهداشت روانی است .

 

 

 

 

انواع مهارت هاي زندگي

سازمان بهداشت حهانی مهارت های زیر را  مورد تاکید قرار داده است .این مهارت ها مهارت های عام و کلی هستند که آموختن آنها سبب ارتقای سطح بهداشت روانی مخا طبین می گردد.

1ـ تصميم گيري

     بدون ترديد ، تصميم گيري يكي از مهم ترين مهارت هاي زندگي است ؛ زيرا فرد همواره بايد يك راه را از ميان راه هاي گوناگون انتخاب كند. اما اگر شخص براي اخذ تصميم مهارت كافي نداشته باشد قادر به تصميم گيري نخواهد بود و در نتيجه ، يا تعارضات و تنش هاي ناشي از آن را تحمل خواهد كرد يا با  تصميم گيري غير منطقي و نادرست ، به افسردگي ، اضطراب و ساير ناراحتي ها دچار خواهد شد . اهم موارد تصميم گيري در دانشجویان ، به انتخاب شغل ، انتخاب رشته تحصيلي ، انتخاب همسر ، ادامه تحصیل،  بر می گردد . در حالي كه قلمرو اين مهارت ، بسيار وسيع است و از جزئي ترين رفتارها تاكلي ترين و مهم ترين آن ها را شامل مي شود . به همين دليل ، مهارت تصميم گيري ، درتأمين بهداشت روان بسيار اساسي است .

2ـ حل مسئله   

    زندگي را مي توان روند پياپي مواجه شدن با مسائل و تلاش براي حل آن ها دانست . حل موفقيت آميز مسائل زندگي به اعتماد به نفس بيشتر وآرامش فرد منجر مي شود . در حالي كه حل ناقص يا گره هاي ناگشوده ، بهداشت روان شخص را به طور جدي تهديد خواهد كرد . حل مسئله ، فرد را قادر مي سازد به طور سازنده با مشكلات زندگي مواجه شود . « مواجهة سازنده » با مشكلات  مهارت فوق العاده ارزش مندي است كه آموزش آن را كاملاَ لازم و ضروري است .

حل مسئله ، مستلزم چندين فعاليت است ؛ به طوري كه ابتدا بايد « مسئله » را با دقت و صحت تعريف كرد و سپس راه حل هاي متفاوتي را در كنار هم قرار داد و در نهايت ، راه حل مناسب را ازميان راه حل هاي ممكن انتخاب و اجرا كرد .

3ـ تفكر خلاق

      هر گاه قدرت تصميم گيري و مهارت حل مسئله  را تلفيق كنيم ، به ويژگي
« تفكر خلاق » دست مي يابيم . قدرت تفكر آفريننده وخلاق ، جوان
را قادر مي سازد تا « انتخاب هاي گوناگون را خود كشف كند » ودر نتيجه از بن بست هاي زندگي خارج شود .

درواقع يأس و افسردگي در برخي از اختلا لات و مشکلات عاطف و رفتاری ، ناشي از نقص نظام شناختي و در پي آن مواجه شدن با بن بست ها و گم كردن راه خروج ازآن هاست . . مفهوم « بصيرت » در روان درماني نيز عبارت است از بازگرداندن روشن  بيني به بيمار ، با هدف  هدايت او براي يافتن       ( خلق ) معبرهاي گذر از گردنه هاي دشوار زندگي ..

قدرت تفكر خلاق به شخص امكان مي دهد از دايرة بسته تجربيات محدود خويش خارج گردد و به فراسوي تجارب بنگرد . بدين سان ، زندگي نوجوان انعطاف پذير مي شود وازتمام جوانب به پديده ها مي نگرد .

در اين جا بايد به اين نكته نيز اساره شود كه برخي روان شناسان ( از جمله گيلفورد ) ، در مورد افراد هوشمند مطالعه كرده و به اين نتيجه رسيده اند كه برخي انسان ها ، كه هوش بيشتري دارند ، داراي تفكر   واگرا هستند . منظور ازهوش واگرا ، شكستن قالب هاي فكري و نگريستن به پديده ها از
« منظري ديگر » است .
تفكرواگرا صرفاَ يك موهبت ارثي تلقي نمي شود ؛ زيرا نبايد فراموش كرد كه محيط اجتماعي ، عنصر مهمي است كه كنش وري هوش وتفكر خلاقه را امكان پذير مي سازد . به سخن ديگر ، خانواده ، تعليم و تربيت و جامعه بايد « زمينه و امكان » تفكر خلاق را فراهم آورند . تفكر خلاق ، در همگان وجود دارد و تفاوت افراد در اين زمينه بدون ترديد ، «كمي » است و نه كيفي . به همين دليل تفكر خلاق و رشد و تقویت آن، آموختني است و در زمرة مهارت هاي زندگي قرار مي گيرد . بدين ترتيب ، تفكر خلاق ، عامل مهمي در يافتن راه حل ها و در نتيجه حفظ بهداشت روان است .

 

4ـ تفكر انتقادي  

   تفكر انتقادي را مي توان مهارت تحليل عيني اطلاعات و تجارب دانست . ارتباط تفكر انتقادي و بهداشت روان در آن است كه تشخيص و ارزشيابي عوامل مؤثر بر رفتار و نگرش ها با اين ويژگي ذهني تسهيل مي شود . جواني كه داراي مهارت تفكر انتقادي است ، مي تواند آنچه را به او ارائه يا تحميل مي شود ، بدون بررسي دقيق ، نپذيرد . براي مثال ، ارزش ها، فشار هم سالان و رسانه ها ، بخشي از واقعيت هاي زندگي جوانان است . تحليل این عوامل به شفافيت مواضع و تصحيح نگرشهاي وي كمك خواهد كرد. در نتيجه، فشار ناشي از تعارضات و باورهاي خام و تحميلي كاهش مي يابد و بهداشت رواني شخص كمتر در معرض آسيب هاي جدي قرار مي گيرد.

آنچه غالباً مانع تفكر انتقادي مي شود، نوعي بي مهارتي در تصور مسئله در «بيرون از خويش» است. مفهومي كه به آن «مسئله مداري» در مقابل «خودمداري» مي گويند. خودمداري، همواره در حكم يك مانع بزرگ ذهني، انسان را از حل مشكلات خود به طريق عيني بازداشته است. در مقابل، مسئله مداري، موجب خارج شدن ازخود و توجه به «خود مشكل» مي شود. انساني كه داراي تفكر انتقادي است، راه حلها را يكي پس از ديگري مي آزمايد. در اين حالت، پاسخ هاي او القايي، ذهني، عاطفي و بي اساس نيست و ازمتن واقعيت برمي خيزد. آميختن خصلتها، اميال و احساسات با مسئله، به اتخاذ مواضع يكسو نگر و پيش داوريهاي كم و بيش ناقص و نارسا مي انجامد.

5 روابط مؤثر اجتماعي:

انسان همواره نيازمند «بيان خويشتن» است. بيان خويشتن (چه بصورت كلامي و چه غيركلامي)، هنگامي مؤثر است كه با فرهنگ،  سنتها و ارزشهاي جامعه، تناسب داشته باشد. اين مهارت، مشتمل بر ابراز عقايد، اميال و حتي نيازها و ترسهاست. قدرت برقراري و حفظ روابط دوستانه، در بهداشت روان فردي و اجتماعي اشخاص تأثير بسزايي دارد. در اين زمينه، مي توان حفظ روابط مطلوب،‌صميمانه و همراه با مسئوليت با اعضاي خانواده را نقطة آغاز كسب اين مهارت تلقي كرد. زيرا خانواده تكيه گاه و حامي انسان در همه موقعيتهاست. پايان بخشيدن به يك ارتباط بين فردي بصورت سازنده و مفيد نيز، بخش ديگري از واقعيتهاي زندگي است كه آن نيز به تمرين و تجربه نياز دارد.

يكي از عوامل مهم ارتباط مؤثر بين فردي،‌ ناتواني يا توانايي شخص در «ابراز وجود» است. توجه به مبحث ابراز وجود در دو دهه اخير، نشان دهندة اهميت اين بعد از تعاملات اجتماعي است.

برخي متخصصان ابراز وجود را داراي چهار مرتبه زير مي دانند:

1 رد تقاضاي نامعقول ديگران

2 جلب احساس مثبت ديگران و طرح درخواستهاي خود

3 ابراز احساسات مثبت و منفي

4 شروع، ادامه و خاتمه دادن به گفتگوها.

تاكنون تعاريف بسياري از ابراز وجود شده است كه در اين مبحث،‌ به دو تعريف اصلي و مهم آن اشاره مي شود:  

- ابراز وجود، شامل گرفتن حق خود و ابراز عقايد، احساسات و افكار خويش به طور مستقيم و صادقانه است، به نحوي كه حقوق ديگران نيز محترم شمرده شود.

- رفتاري كه شخص را قادر مي سازد منافع خويش را تشخيص دهد، بر اساس آن عمل كند، بدون اضطراب  بر حق خود پاي بفشارد، احساسات واقعي خود را صادقانه بيان دارد و بدون فراموش كردن حقوق ديگران، حق خود را مطالبه و اعاده كند.

در هر دو تعريف، بر رعايت و احترام به حقوق ديگران تأكيد شده است. كساني كه اين مهارت را كسب كرده اند، بايد بتوانند بين گرفتن حقوق خود و پايمال كردن حقوق ديگران، تفاوت قايل شوند.

6 خودشناسي

امكان دارد آگاه نبودن از خصلت ها و استعدادهاي خود، سرچشمة تعارض هاي فراوان و شكست هاي اصلي زندگي انسان باشد. بنابراين، بايد نوجوانان و جوانان را ياري كرد تا ويژگي هاي اصلي شخصيت و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و فشارها و دلهره هاي خود را تشخيص دهند. گذشته از اين، خودشناسي پيش نياز روابط مؤثر اجتماعي و بين فردي است و در ايجاد همدلي و هم حسي با ديگران نقش مهمي ايفاد مي كند.

گنجاندن مفهوم خودشناسي در ميان مهارتهاي زندگي، پيامدهاي مهمي دارد. اكثر مكاتب و روشهاي مشاوره اي و روان درماني در روانشناسي و حتي پيش از آنها، مكاتب الهي و بويژه اسلام، تمام افراد را به تدبر در خويشتن فرا خوانده اند. از اين منظر، خودشناسي مقدمة ارتباط موثر با ديگران است. زيرا عليرغم تفاوتهاي فردي فراوان، انسانها ويژگيهاي مشابه و زيادي هم دارند. براي مثال، هر انساني نيازمند حفظ و تقويت عزت نفس خويش است و تخريب عزت نفس در هر فرد، موجب احساس شديد حقارت و در نتيجه، اضطراب در او خواهد شد. روشن است كه هر گاه شخص، چنين فرآيندي را در درون خود تشخيص داده باشد، پيامدهاي آنرا در ديگران نيز درك خواهد كرد.

از سوي ديگر، پي بردن به انگيزه هاي بسياري از اعمال و بخصوص رفتارهاي نابهنجار، تا حدودي به شناخت بيشتر خود، ياري خواهد كرد.

 

7 هم دلي

همدلي يا هم حسي به معني تلاش براي فهم موقعيت زندگي ديگران است. درک و پذيرش ديگران، يعني همان افرادي كه با ما تفاوت بسيار دارند، بخشي از مهارت همدلي است. بهبود روابط اجتماعي، مثلاً در موقعيتهاي فرهنگي و قومي، از مهارتهاي زندگي امروز است و بدون آن، هر لحظه ممكن است كينه‌ها و خصومتهاي افراد، نسبت به يكديگر تشديد شود. از آنجا كه زندگي جمعي، بويژه در عصر حاضر، به همياري و مشاركت نياز دارد، لازم است با تقويت همدلي در جوانان، آنان را بسوي تجربه رفتارهاي جمعي مفيد هدايت كنيم.

همدلي، يك مهارت است و عده اي اساساً از اين مهارت بي بهره و از مزاياي بيشمار فردي و اجتماعي آن بي خبرند. هر گاه عضوي از اعضاي جامعه، انتظار داشته باشد كه ديگران او را با تمام ويژگيهاي و خصلتها بپذيرند، خود نیز بايد توان فهم عقايد، باورها و احساس ديگران را داشته باشد.

متأسفانه، بي مهارتي در همدلي و توجه نكردن به مجموعه فضاي شناختي و عاطفي ديگران، سرچشمه بدفهمي‌هاي فردي و بلکه خصومت هاي قومي و نژادي است. بررسي هاي روانشناسان اجتماعي، نشان داده است كه گاه ويژگيهاي قومي، زباني يا نژادي حصاري گرداگرد اعضاي يك مجموعه انساني ايجاد مي كند و مانع ايجاد روحيه همدلي در افراد مي گردند. واقعيتهاي زندگي اجتماعي، در حال حاضر هرگز پذيراي اين پديدة نابهنجار نيست. جالب است كه هم اكنون روانشناسان اجتماعي «تماس» هاي بيشتر و تلاش براي درك مجموعه عناصر تأثير گذار بر ذهن و رفتار يك فرد يا يك قوم را ( که بر مهارت همدلی اشاره دارد) به منزلة راه حل پيشنهاد كرده اند. كاهش ميزان فاصله ميان سياهپوستان و سفيدپوستان واحساس همدلي بيشتر ميان آنها در چند دهة اخير، مثالي است كه محققان رفتار اجتماعي ذكر مي كنند.

همدلي ابعاد بيشماري دارد. اما تنها به يك نكته ديگر در مورد آن اشاره مي كنيم كه عبارت است از ناسازگاريهاي نوجوانان و جوانان با والدين و ساير اعضاي خانواده، پژوهش هاي روان شناسان گوياي اين حقيقت است كه دلايل ريشه اي اين مسئله را بايد در فضاي ذهني متفاوت والدين و فرزندان جستجوكرد. هر يك از اين افراد، پديده ها را از ديدگاه ويژه خود مي بينند. در اين زمينه نيز همدلي كليد درك و سپس حل تدريجي اختلافات نوجوانان و والدين آن هاست. در واقع، فقدان همدلي موجب مي شود كه نوجوانان یا جوان به روش هاي انحرافي بيان خويشتن متوسل شوند كه گاهي در تضاد با ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي قرار مي گيرند.

 

8 كنار آمدن با هيجان ها و فشارهاي رواني

به تعبيري، مي توان نوجواني و جواني را دوره جوشش و بروز شديد هيجان ها دانست. نوجوانان و جوانان بايد راههاي تشخيص هيجان ها را در خود و ديگران بياموزند و شيوه هاي تاثيرگذاري     هيجان ها بر رفتار و روش هاي مقابله با آن ها را تمرين كنند. خشم، اندوه، نفرت، پرخاش و به صورت كنترل نشده، بهداشت رواني را به طور جدي تهديد مي كند. مقابله با فشار رواني نيز در ميان مهارت هاي زندگي، نقش برجسته اي دارد، زيرا زندگي كردن در محيط هاي پرتراكم شهري، تصميم گيري اساسي در مورد تحصيل، شغل، ازدواج و ده ها متغير ديگر، كم و بيش،فرد را در معرض فشار رواني قرار مي دهد.

مدت هاست كه پژوهشگران،‌ رابطة فشارهاي رواني با بيمارهاي جسمي و روان شناختي را تأييد     كرده اند. بيماري هاي روان تني (مانند بيماري هاي دستگاه گوارش، بيماريهاي قلبي و بخصوص فشار خون، سردردهاي ميگرني) با زندگي همراه با فشار رواني رابطة انكار ناپذيري دارند. در بعد        روان شناختي نيز ادامة فشارهاي رواني، بهداشت روانی افراد را به طور جدي در معرض خطر قرار مي دهد. اضطراب، افسردگي و بي اعتمادي به محيط، شايع ترين تبعات قرار گرفتن شخص در محيط فشارزاست. در مورد فشار رواني، توجه به سه عنصر ضروري است:

1 منبع فشارهاي رواني

2 شناخت راههاي اثرگذاري فشارهاي رواني بر انسان

3 چگونگي كنترل آثار فشارهاي رواني

ميزان فشارهاي رواني در زندگي را نمي توان به صفر رساند. اما راه هايي براي مقابله با آن ها وجود دارد. براي مثال، مي توان به گونه اي عمل كرد كه منابع فشارهاي رواني كاهش يابد. به علاوه، ايجاد تغيير در محيط فيزيكي يا شيوة زندگي،‌ برخي منابع فشارزا را از بين مي برد.

معمولاً «ارزيابي شناختي» شخص از موقعيت فشارزا، نحوة مواجهة او را با آن موقعيت مشخص        مي سازد. اين ارزيابي شناختي، همواره چهارچوب منطقي ندارد و در بسياري موارد تحليل هاي افراد از «موقعيت» مخدوش مي گردد. مكاتب روان درماني شناختي نگر، اين خدشه هاي منطقي را «خطاهاي شناختي» مي نامند.

اين خطاهاي شناختي عموماًً فشارهاي رواني شديدي به همراه دارند ودر برخي موارد، سلامت رواني فرد را به طور جدي تهديد و اقدامات درماني را اجتناب ناپذير مي كنند. در اين ميان، نكته جالب توجه اين است كه تا حدود زيادي مي توان ارزيابي هاي صحيح شناختي را به نوجوانان و جوانان آموزش داد. پيامد چنين مداخلة مفيدي، ايجاد تغييرات مثبت در نگرش آنان و در نتیجه كاهش ميزان فشار رواني است.

  

مهارتهاي جلوگيري از سوء تفاهم

        سوء تفاهم در اثرناتواني در برقراري يك ارتباط واضح به وجود مي آيد. فرستنده، يك پيام را مي فرستد اما دريافت كننده، پيام متفاوتي را مي بيند يا مي شنود. در ادامه، راههاي ساده­اي براي برقراري ارتباط واضح و جلوگيري از ارتباط مبهم و يا سوء تفاهم ها، ارائه شده اند. اين مهارتها را تمرين كنيد و تا آنجا كه ممكن است آنها را بكار ببريد.

 

1- فرستادن پيامهاي مشابه از طريق زبان كلامي و غيركلامي: مطمئـن شويــد آنـچــه را مي گوييد با چگونگي گفتن آن هماهنگ باشند. به ياد داشته باشيد كه اغلب اوقات چگونگي گفتن چيزي مهمتراز آن چيزي است كه مي گوييد. آهنگ صدا، حالت چهره شما به هنگام بيان، وضعيتي كه به بدن خود مي دهيد، همگي پيامهاي مهمي هستند كه مي فرستيد. اگر شما چيزي را بگوييد در حاليكه چهره شما چيز ديگري را بيان كند، شخص شنونده گيج خواهد شد. براي مثال اگر شما بگوييد كه عصباني هستيد اما درعين حال لبخند بزنيد، شخصي كه با او صحبت مي كنيد، تصور نخواهد كرد كه شما واقعاً عصباني باشيد.

 

2- مشخص و روشن صحبت كنيد‌: درست آن چيزي را كه منظورتان است بگوييد. به صورت كلي صحبت نكنيد. بدون يك صحبت مشخص و روشن، ديگران نمي توانند منظور شما را درك كنند، بلكه مجبور مي شوند آن را حدس بزنند. اگر شما درست آن چه را كه منظورتان است بگوييد ديگران مجبور به حدس زدن نشده و دچار سوء تفاهم نيز نمي­شوند.براي مثال، بجاي گفتن اينكه :

« من شما را بعد از ظهر روز شنبه خواهم ديد»، بايد به زمان و مكان خاصي نيز اشاره كنيد ( « من روز شنبه در ساعت يك بعد از ظهر به خانه شما خو اهم آمد»).

 

3- پرسيدن سوال : اين كاري است كه شما چه فرستنده پيام باشيد و چه گيرنده آن مي توانيد انجام دهيد. پرسيدن سوال در زماني كه شما در حال گفتن چگونگي انجام كاري يا توضيح دادن چيزي به فردي ديگر هستيد مفيد واقع مي شود. اگر كسي به شما چيزي بگويد كه واضح نباشد، شما به عنوان راهي براي كسب اطلاعات دقيق تر مي توانيد از آن شخص، سوال كنيد. براي مثال مي توانيد بگوييد: « متوجه نشدم، مي توانيد مجدداً توضيح دهيد؟»

 

4- تكرار و روشن سازي پيام : راه ديگر براي اطمينان از اينكه پيامي روشن و واضح است يا نه، استفاده از روش تكرار و روشن سازي پيام است ( يعني تكرار گفته هاي طرف مقابل با كلمات و عبارت هاي خودتان). اگر چيزي را به كسي بگوييد و بخواهيد كه مطمئن شويد آن را فهميده است، مي توانيد از او بخواهيد كه آن را براي شما تكرار كند. و يا اينكه اگر كسي چيزي به شما بگويد و شما بخواهيد اطمينان حاصل كنيد كه آن را درست فهميده­ايد، مي توانيد برداشت خود را براي او بيان كنيد. براي مثال بعد از آنكه كسي چيزي را براي شما توضيح داد، شما مي توانيد بگوييد: « بسيار خوب، اجازه بدهيد مطمئن شوم كه منظور شما را درست فهميده ام.» ( سپس جمله او را برايش تكرار كنيد).  

ايميل  

 

|+| نوشته شده توسط سيلور در سه شنبه 1386/12/28 و ساعت 0:24 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar